خرید بک لینک

کم مونده بود وسط حرفاش پاشم بزنم بیرون!!

داخل اتاق رئیس تو شرایطی گیر کرده بودم که باید بگم قشنگ اون جیغ می کشید، من بلندتر داد میزدم :|

من که منم اما اون رئیس نبود، شکمم بود. ینی جییییغ می کشیدااا. عجیب و غریب واس خودش سمفونی میزد بلنددددد 

بعد رئیس مات و مبهووت از ولوم صدای من نگام می کرد فقط. مونده بود من چرا هر چن لحظه یبار انقد هیجانی میشم. 

برچسب: نویسنده: نوید یزدانی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 21:15

صفحه بندی