برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
اتفاق ها گاهی از مرز هیجان می گذرند. کشش و جاذبه آدم ها برای دیدن هم آن هارا به سمت یکدیگر هدایت می کند. هرچقدر هم که بی اطلاع از موقعیت هم باشید، باز هم قلب ها بهترین مسیریاب های دنیا هستند. شما را در اوج شلوغی و هیاهوی محیط با هم تنها می کنند و آن زمان است که می بینی از شدت هیجان بی حد و مرزی که تمام وجودت را گرفته، قلبت حتی از زیر قفسه سخت سینه و لایه های لباسی که کاملا رویش را پوشانده اند خودی نشان می دهد و روسری نخی آبی را با ضربان های خود آشکارا بالا و پایین می برد.
چیست این حس عجیب ؟
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
این درسته که میگن کار آدم باید در شان و اندازه اش باشه. اما واقعیت اینه که کسی که این حرفو کرد تو گوش ما باید قبل همه چی اینم می گف که بیکاری تو شان هیچ موجود زنده ای نیس :((
وقتی داشتی خیلی خوشحال و خرسند از کارت استعفا میدادی باید به زجر الانشم فکر می کردی. حتی باید به تیکه انداختن و طعنه زدن آدمای دور و برتم فک می کردی.
خدایا چجوری التماست کنم این روزای وحشتناکو تمومش کنییییییی :((
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
این روزا آدمای زیادی دوس دارن منو تو خماری اتفاقای خوب بذارن. فجیع ترینش اینه که طرف بهم میگه خانوم شما رزومت خیلی قویه، حیف میشی اگه بخای بیای تو هوآوی کار کنی!!! ینی خیلی دوس داشتم بگم عاقا به تو چ ربطی داره که من حیف میشم. اصن من از بچگی عاشق این بودم که وقتی بزرگ شدم حیف شم. اصن من میخام حیف شم تو فضول منی؟؟ خفه شو کاری که بت میگمو بکن. اه اه اههههه
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
دخترم ! همیشه واسه به دست آوردن چیزایی که برات مهمن بجنگ . حتی واس رسیدن بهشون جلوی آدمای مهم زندگیت وایسا. چون اگه این کارو نکنی بعدن حتی شده بره یه لحظه از آدمای مهم زندگیت متنفر میشی. یادت باشه! وایسادن تو روی آدمای مهم زندگیت برای رسیدن به اهدافت هزار مرتبه شرافت مندانه تر از اینه که به احترامشون کوتاه بیای و بعدن تو دلت ازشون بدت بیاد. نق-طه.
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
حرف زدن با آدمای خیلی مودب برام سخته. از بس که طرف برای هر چیز با ربط و بی ربطی همش ازم تشکر می کرد، ضمیر ناخودآگاه منم غده مودبیش ورقلومبیده بود که عمرن نباید جلوش کم بیاره. اینجوری شد که امروز صب وقتی طرف اومد باهام سلام و علیک و خوش بش کرد، در مقابل همه حرفاش من فقط تشکر می کردم. حتی وقتی ازم پرسید کم پیدایی خانوم مهندس و به گمانم تو جواب من دنبال چیزی می گشت، من بازم بش گفتم خیلی ممنون، مچکرم :/
حرف زدن با آدمای خیلی مودب برام خیلی سخته خیلی :((
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
تهِ عشقولانه در کردن دو تا آدم برقی واس هم می تونه اینجوری باشه که یکی به اون یکی بگه " تو مث نویز سفید همه طیفارو داری. بامزه، شوخ، جدی، با سواد، کاری ..."
ینی مثلن طرف اگه روش میشد اسم منو میذاش نویز سفید:| . همین قدر رمانتیک :|.
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی
برچسب:
نویسنده: نوید یزدانی